|
بزرگترین وبلاگ علمی وتحقیقاتی وسرگرمی وهنری درآسیا این وبلاگ اونی هست که شما به دنبالش بودید درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید(لطفا" نظر و عضویت یادتون نره) آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان سهشنبه 17 مرداد 1391 :: 14:52 :: نويسنده : iranom
بیوگرافی عباس غزالی عباس کفاشیان غزالی متولد بهمن ماه سال ۱۳۶۳ در تهران است , دیپلم ادبیات و علوم انسانی است. کار هنری را از سال ۷۶ و با تئاتر آغاز کرده , این هنرمند در زمینه ی اجرا هم فعال است . مثبت عشق و اجرای برنامه ی نردبان که مدت ۴ سال است که روی آنتن است از کار های اوست . بقیه اش در ادامه مطلب و نظر و عضویت یادتون نره..................... ادامه مطلب ... سهشنبه 17 مرداد 1391 :: 13:53 :: نويسنده : iranom
سروش صحت (زاده ۱۳۴۴ در اصفهان) بازیگر، نویسنده و کارگردان ایرانی میباشد. زندگی بقیه در ادامه مطلب ونظر و عضویت یادتون نره .................... ادامه مطلب ... سهشنبه 17 مرداد 1391 :: 13:39 :: نويسنده : iranom
علی دایی متولد ۱ فروردین سال ۱۳۴۸، بازیکن سابق تیم ملی ایران و سرمربی کنونی این تیم و سرمربی سابق تیم سایپا و از مشهورترین بازیکنان تاریخ تیم ملی فوتبال ایران است. او در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۶، طی حکمی از سوی علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال ایران با قراردادی سه ساله به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران اعلام شد. دایی تا پایان جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکن اصلی و کاپیتان تیم ملی ایران بود.
دایی ۱۰۹ گل ملی در کارنامهٔ خود دارد و با فاصلهٔ زیادی بهترین گلزن بازیهای ملی در تاریخ فوتبال جهان است. در سال ۱۳۸۶ خورشیدی، فدراسیون آمار و ارقام فوتبال (متعلق به فیفا)، علی دائی در رده بیست و ششم لیست بازیکنان برتر تاریخ فوتبال جهان قرار گرفت، که در این فهرست وی به عنوان تنها بازیکن آسیایی در میان برترینهای تاریخ فوتبال مشاهده میشود.
دایی سابقهٔ بازی در تیمهای مهم بوندس لیگا همچون بایرن مونیخ را دارد و به همراه این تیم به نایب قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا دست یافته و همچنین یکی از اعضای کمیته فنی فیفا است. بقیه در ادامه مطلب و نظر و عضویت یادتون نره..............
ادامه مطلب ... سهشنبه 17 مرداد 1391 :: 13:09 :: نويسنده : iranom
شرح حال آرش برهانی آرش برهانی متولد ۲۳ شهریور ۱۳۶۲ در کرمان است. آرش هماکنون عضو باشگاه استقلال تهران است. آرش برهانی پیش از پیوستن به استقلال، در تیم پاس تهران و نیز مدت کوتاهی برای تیم النصر امارات بازی کرده است. آرش برهانی با ۸۹ گل زده، بهترین گلزن تاریخ لیگ برتر ایران بهشمار میرود. در فصل نقل و انتقالات سال ۱۳۸۶، زمزمههایی مبنی بر پیوستن آرش برهانی به پرسپولیس تهران شنیده میشد، اما نهایتاً او با استقلال تهران قرارداد بست و به این تیم منتقل شد. برهانی توانست در اولین فصل از حضورش در استقلال، با وجود از دست دادن موقعیتهای خوبی برای گلزنی، ۱۰ گل برای تیم استقلال بهثمر برساند. آرش برهانی در فصل بعد، یعنی دومین فصل حضورش در استقلال، به روزهای اوج خود بازگشت و گلهای فراوانی را برای این تیم بهثمر رساند. آرش برهانی با ۸۹ گل زده بهترین گلزن تاریخ لیگ برتر ایران بهشمار میرود. آرش برهانی در دورۀ هشتم لیگ برتر باشگاههای کشور، در تاریخ ۶ آبان ۸۷، با زدن ۳ گل پیاپی (هتتریک) به پیکان از لحاظ زمان یک رکورد به خود اختصاص داد. برهانی در کمتر از ۹ دقیقه، ۳ گل به تیم پیکان زد تا اگر اتوئو سریعترین هتتریک ۱۰ سال اخیر بارسلونا را انجام داده، برهانی با نصف زمان مهاجم کامرونی، دارندۀ رکورد سریعترین هتتریک تاریخ استقلال و لیگ برتر باشد. نظریادتون نره................... سهشنبه 17 مرداد 1391 :: 00:30 :: نويسنده : iranom
برزو ارجمند فرزند انوشیروان و برادرزاده داریوش ارجمند در هفتم فروردینماه سال ۱۳۵۴ در محله احمدآباد مشهدمقدس دیده به جهان گشود.او خودش را مثل امیریل و امیرسام و بهار نسل دوم ارجمندها خطاب می کند.دوره ابتدایی را با امیریل و امیرسام در دبستان شیخالاسلامی تا کلاس سوم بود و بعد به مدرسه شهرستانی و راهنمایی را در مدرسه شهید مفتح درس خواند پس از آن به هنرستان سینا رفت.او لیسانس بازیگری و کارگردانی از دانشگاه آزاد تهران دارد و بیشتر در مجموعههای تلویزیونی ایفای نقش میکند.او درباره شروع بازیگریش می گوید از وقتی که یادش می آید یازده ماهه بوده که توسط پدرش روی صحنه تئاتر رفته و در سن سه، چهار سالگی زمانی که پدرش رییس فرهنگ و هنر شهرستان فردوس شده بود در نمایشنامهای از ایشان به نام پریا همراه با کودکان دیگر بازی کرد. او می گوید: “ابتدا از خانواده و با دیدن بازی فرامرز صدیقی در فیلم “دندان مار” به صورت جدی تصمیم گرفتم که بازیگر شوم.” در سال ۱۳۷۲ سه ماه شاگرد داریوش ارجمند در مدرسه بازیگری کانون خورشید مشهد بوده است . برزو ارجمند که هر روز به اعتبارش در تلویزیون افزوده می شود گفته است که او بیشتر یک بازیگر تلویزیون است. او اعتقاد دارد به دنبال نقشی است که فقط مال خودش باشد.دوست ندارد تیپ بازی کند و خندادن مردم را در تیپ سازی نمی داند. دوشنبه 16 مرداد 1391 :: 23:29 :: نويسنده : iranom
بزرگترها میگویند كاش وقتی ما هم بچه بودیم عمو پورنگ داشتیم. چرا این جمله را میگویند؟ همه در این جمله متفقالقولاند. شاید اینها... بقیه اش در ادامه مطلب ونظریادتون نره........... ادامه مطلب ... دوشنبه 16 مرداد 1391 :: 17:57 :: نويسنده : iranom
کپی مطالب وبلاگ فقط برای اعضای وبلاگ است و کپی مطالب بدون عضویت در وبلاگ ممنوع می باشد و با آن فردی که بدون عضویت کپی کرده برخورد می شود (قبل از کپی باید عضو شویید) توجه: باعضویت در خبرنامه جدیدترین مطالب برای شما فرستاده می شود دوشنبه 16 مرداد 1391 :: 17:44 :: نويسنده : iranom
وی در كوی كارمندان مشهد به دنیا آمد، که محله ای كارمند نشین بود و از نظر او دوران كودكیش بی نظیر بود. یک یا دو ساله بود كه به تهران آمد. دوره ی دبستان را در تهران، دوره ی راهنمایی را در نیشابور، دبیرستان را در مشهد و دانشگاه را در مقطع كارشناسی بازیگری در تهران گذراند. در تهران هم زمان با دانشگاه به مدرسه ی سمندریان رفت، كلاس های آنجا کمک بزرگی برای او بود. همچنین در دانشگاه با همكلاسیهایش كه با آرزوهای بیكران آمده بودند كار تئاتر و نمایش انجام داد. بقیه در ادامه مطلب ونظر یادتون نره............ ادامه مطلب ... دوشنبه 16 مرداد 1391 :: 17:20 :: نويسنده : iranom
* شما این روزها با دو فیلم روی پرده بودهاید؛ یکی «انتهای خیابان هشتم» و دیگری «نارنجیپوش». خودتان هم میدانید که تفاوت این دو فیلم با هم از زمین تا آسمان است. حال و هوای حامد بهداد در این روزها شبیه کدامیک از این نقشهاست؟ «موسی» در «انتهای خیابان هشتم» که شخصیتی درون گرا و تنهادارد یا «حامد آبان» در «نارنجیپوش» که بسیار برونگرا و هیجانی است؟ واقعا نقشها سایهای از احساس ما را در خودشان منعکس میکنند. در حالیکه ظاهراً آنچنان هم به هم ربطی ندارند. گاهی زبان فیلم برای بیان کردن مشکلات جامعه باید طنز باشد (مثل نارنجیپوش) گاهی هم میتوان با تلخی (مثل انتهای خیابان هشتم) به سمت آن رفت. قبول کنید که جامعه هم تلخکامیهای زیادی به بار آورده و هنرمند وارسته به سختی میتواند از زیر یوغ این تلخیها جان سالم به در ببرد. اما به هرصورت هردوی آنها زیباست. بنده هم بسته به لحن زبان کارگردان شکل و رفتار خود را منطبق میکنم تا در جهت روایت فیلم قرار بگیرم. * خیلیها بازی شما در «نارنجی پوش» را هیجانی و با اکتهایی بسیار بیرونی دانستند که به نظر گل درشت و اغراق آمیز میآمد. خودتان در مرد این انتقاد چه فکر میکنید؟ بازیتان در این فیلم بیرون زده یا نه؟ من برای «نارنجیپوش» هیجان و انرژی زیادی گذاشتم تا از درصد شعف موجود در فیلم کم نشود. اتفاقاً «نارنجیپوش» زبان جالبی دارد. مثل زبان «اجارهنشینها». مهرجویی دارد تلخ کامی جامعه را به زبان طنز بیان میکند. به خاطر همین اگر اندکی بتوانی در جهت روایت فیلم قرار بگیری و به همان طنز بپردازی، راه دوری نخواهی رفت. فقط در «اجاره نشینها» با یک جامعهشناسی گسترده طرفیم که به مدیریت کلان جامعه توسط فیلم نقد وارد میشود. اما در «نارنجی پوش» از تجدید نظر درباره مدیریت خود به جامعه مرتبط میشوید. لحن آنها در جایی مشابه و در جایی متفاوت است. * شما لحن «اجاره نشینها» را برابر با لحن «نارنجیپوش» میدانید؟ «اجارهنشینها» در واقع لایهبرداری از طبقات اجتماع است و طنزی است دال بر جامعهای گسترده. در «اجارهنشینها» از کثرت به فرد میرسیم. اما در «نارنجی پوش» مستقیماً با فرد سروکار داریم. در «اجاره نشینها» با یک بحران جدی مدیریت مواجهایم که قرار است انسان مدنی را تحت لوای شهروند پوشش دهد که کار به همان فاجعهای میرسد که دیدید. بقیه در ادامه مطلب ونظریادتون نره............. ادامه مطلب ... دوشنبه 16 مرداد 1391 :: 17:07 :: نويسنده : iranom
بیوگرافی زنده یاد حسین پناهی حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهر سوق از توابع شهرستان کهگیلویه زاده شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه آیتالله گلپایگانی رفت و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگیاش بازگشت. چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت کرد تا اینکه زنی برای پرسش مسالهای که برایش پیش آمده بود پیش حسین رفت و از حسین پرسید که فضله موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاشم بود افتادهاست، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه میدانست روغن نجس است (بنا بر نظر فقها در چنین شرایطی روغن جامد نجس نمیشود و این ادعا که ایشان روغن را نجس میدانست نیاز به منبع و رفع ابهام دارد.)، ولی این را هم میدانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانوادهاش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور، روغن دیگر مشکلی ندارد. بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد. حسین به تهران آمد و در مدرسهٔ هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامهنویسی را گذراند . بقیه در ادامه مطلب و نظریادتون نره............ ادامه مطلب ... موضوعات
پيوندها |
|||
|
|