بزرگترین وبلاگ علمی وتحقیقاتی وسرگرمی وهنری درآسیا
این وبلاگ اونی هست که شما به دنبالش بودید
شنبه 14 مرداد 1391 :: 15:54 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/ 

 

واقعا بازیگر توانایی است......

نظریادتون نره..................

شنبه 14 مرداد 1391 :: 15:20 :: نويسنده : iranom

دوست ندارم زیادی جدی باشم به قول کیانوش عیاری برای رفاقت با او تنها به هفت دقیقه نیاز است، اما شاید بشود گفت درهمان برخورد اول این اتفاق می افتد و نیازی به هفت دقیقه نیست.مهران رجبی بازیگر محبوب فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی است که ایفای نقش نمی کند بلکه با نقش زندگی می کند و زندگی را با نقش جان می بخشد.او با بازی در اولین فیلم خود -کودک و سرباز- نامزددریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم مرد از هجدهمین جشنواره فیلم فجر شد.

به چه چیزی به مرور پی می برید؟

عظمت خدا.

چه چیزی را برای خود به عنوان «باید» جا انداخته اید؟

امید و امیدواری.

با چه چیز به آرامش می رسید؟

خدمت به دیگران.

چه چیزی را به شدت تکذیب می کنید؟

این که بدی کسی را بخواهم.

این که می گویند…

این که می گویند ناز و شرح حسن
یار ما این دارد آن نیز هم

رنگ و بوی شهرت چگونه است؟

در این حد که مغرور نشویم خوب است.

شانس را چگونه معنی می کنید؟

عده ای آن را تقدیر می دانند و برخی لطف خدا.

چه چیز چراغ راهتان بوده است؟

گذشته و درسهایی که از آن گرفته ام. 

بقیه در ادامه مطلب و نظر یادتون نره.......



ادامه مطلب ...
شنبه 14 مرداد 1391 :: 15:14 :: نويسنده : iranom

مهران رجبی متولد ۱۳۴۰ در کرج است ،وی فارغ‌التحصیل دوره کارشناسی رشته گرافیک از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد گرافیک در دانشگاه تربیت مدرس است. اولین حضور در جلوی دوربین را در سال ۱۳۷۶ در مجموعه تلویزیونی “بچه‌های مدرسه همت” تجربه کرد. در سال ۱۳۷۸ با بازی در فیلم سینمایی کودک و سرباز به کارگردانی رضا میرکریمی نخستین کار سینمایی را در کارنامه‌اش ثبت کرد.

فیلم‌شناسی
پرواز مرغابی‌ها (۱۳۸۸)
جایی نزدیک زمین (۱۳۸۸)
حلقه‌های ازدواج (۱۳۸۸)
دیگری (۱۳۸۸)ی
شیر و عسل)(۱۳۸۸
گل بارون (۱۳۸۸)
اخراجیها ۲(۱۳۸۷)
پوست موز (۱۳۸۷)
چار چنگولی (۱۳۸۷)
دلداده (۱۳۸۷)
ده رقمی)(۱۳۸۷)
سفر مرگ (۱۳۸۷)
کلانتری غیرانتفاعی(۱۳۸۷)
باد در علفزار می پیچد (۱۳۸۶)
دوشیزه باران (۱۳۸۶)
روز برمی آید (۱۳۸۵)
سه زن (۱۳۸۵)
قاعده بازی (۱۳۸۵)
کلاهی برای باران (۱۳۸۵)
مینای شهر خاموش (۱۳۸۵)
به آهستگی(۱۳۸۴)
پیشنهاد ۵۰ میلیونی (۱۳۸۴)
جایی در دوردست (۱۳۸۴)
بیدار شو آرزو (۱۳۸۳)
شاخه گلی برای عروس (۱۳۸۳)
مارمولک (۱۳۸۲)
مزرعه آفتابگردان (۱۳۸۲)
تهران ساعت ۷ صبح (۱۳۸۱)
دو فرشته (۱۳۸۱)
رسم عاشق کشی (۱۳۸۱)
روز کارنامه (۱۳۸۱)
صورتی (۱۳۸۱)
ایستگاه متروک (۱۳۸۰)
عزیزم من کوک نیستم (۱۳۸۰)
از کنار هم می گذریم (۱۳۷۹)
زیر نور ماه (۱۳۷۹)
کودک و سرباز (۱۳۷۸)

تلویزیون
بچه‌های مدرسه همت (سیدرضا میرکریمی – ۱۳۷۶)
دوران سرکشی (کمال تبریزی – ۱۳۷۹)
راه بی‌پایان (همایون اسعدیان،۱۳۸۶)
روزگار قریب (کیانوش عیاری ۱۳۸۶-۱۳۸۱)
سه در چهار (مجید صالحی ۱۳۸۷-۱۳۸۶)
مثل هیچ کس (عبدالحسین برزیده – ۱۳۸۷)
چاردیواری (سیروس مقدم – ۱۳۸۸)
خوش نشین ها(۱۳۸۹) 

شنبه 14 مرداد 1391 :: 15:08 :: نويسنده : iranom

سیروس گرجستانی، سی و پنج سال است که به عنوان بازیگر در عرصه هنرهای نمایشی فعالیت می کند. وقتی موضوع مصاحبه را با او در میان گذاشتیم، پاسخ داد: راجع به طهران قدیم باید از افراد سن و سال دار بپرسید نه از امثال ما که چندان فرهنگ تهران قدیم را نمی شناسیم….
ولی با این حال وقتی آماده گفت وگو شد، مسایلی را مطرح کرد که گویی در فرهنگ شهر تهران و تهرانی نه چندان قدیمی، روزگارانی طولانی است که به فراموشی سپرده شده است….

در کدام شهر متولد شدید؟
در بندر انزلی.
چه سالی؟
مادرم می گفت در سال ۱۳۲۳ به دنیا آمده ام ولی در شناسنامه ام تاریخ دیگری درج شده است.
چه سالی به تهران آمدید؟
فکر می کنم ۹-۸ ساله بودم که به تهران آمدم. منتها کلاس اول دبستان را در مدرسه عنصری و یا اگر درست گفته باشم در مدرسه رودکی در شهر رشت گذراندم.
محل زندگی تان در تهران کجا بود؟
ناصرخسرو، کوچه مروی.
پس در یکی از محلات قدیمی بزرگ شده اید؟
بله.
پس از گذشت سالها دوباره به آن محلات مراجعه می کنید؟
اتفاقاً چندوقت پیش به همان محله قدیمی رفتم ولی وقتی آنجا را دیدم، ناامیدشدم ….
چرا؟
برای اینکه همه چیز عوض شده و شکل دیگری گرفته است.من همیشه نسبت به گذشته و دوران کودکی ام حس نوستالژیک دارم. فضای آن محله، آن فضایی نبود که در کودکی حس کرده بودم.
الان تبدیل شده به بازارکویتی ها و یک سری اجناس در آنجا فروخته می شود. حتی به خیابان ناصرخسرو سرزدم، دیگر از دستفروش های کنار پیاده رو خبری نبود! و یا فریادهای فروشندگان که برای فروش اجناسشان مردم را به سوی خود جلب می کردند، دیگر شنیده نمی شد. در عوض حالا در آن خیابان، آدم هایی را می بینم که نسخه به دست به دنبال داروهای «نیست در جهان» می گردند.

بقیه در ادامه مطلب و نظریادتون نره ...... 



ادامه مطلب ...
شنبه 14 مرداد 1391 :: 14:57 :: نويسنده : iranom

سیروس گرجستانی نام اصلی اش علی اکبر محمودزاده گرجستانی است ،درسال ۱۳۲۳ در بندر انزلی به دنیا آمد، هشت، نه ساله بود که به تهران کوچ کردند، البته قبل از آن در رشت زندگی می‌‌کردند…در مدرسه رودکی رشت تحصیل می‌‌کرد.محل زندگی‌اش در تهران کوچه پس کوچه‌های ناصر خسرو و کوچه مروی بود. هر از چند گاهی سر به آن محله‌ها می‌‌زد.بچه‌ که بود، دوست داشت، تا پشت ویترین مغازه‌های خیابان لاله‌زار را دائما نگاه کند، برایش همیشه تازگی داشت. در سال ۱۳۴۸ وارد اداره تئاتر شد. نخستین تئاترش را در سنگلج بازی کرد.و به استخدام وزارت فرهنگ و هنر سابق و ارشاد کنونی در آمد. او فعالیت خود را در عرصه ورزش ادامه داد و مدت ۱۰ الی ۱۲ سال در تیم فوتبال شاهین به فعالیت پرداخت. و فعالیتش در تلویزیون را از سال ۱۳۵۲ آغاز کرد. آغاز فعالیت سینمایی او با فیلم فریاد مجاهد (مهدی معدنیان) به عنوان بازیگر در سال ۱۳۵۸ بود.می‌‌گوید: اگر بازیگر نبودم، شمال ایران را برای زندگی انتخاب می‌‌کردم، صفای آنجا، صفای دیگری است.ثمره زندگی مشترک او دو دختر است که در انگلیس زندگی می‌‌کنند. احترام به پیشکسوت را در هنر یک «فرهنگ» می‌‌داند.
فیلم شناسی
سه دونگ سه دونگ (۱۳۹۰)
زن‌بابا (۱۳۸۹)
گاوصندوق (۱۳۸۸)
شرط اول (۱۳۸۸)
نطفه شوم (۱۳۸۷)
تلافی (۱۳۸۶)
هدف اصلی (۱۳۸۵)
آکواریوم (۱۳۸۴)
متهم گریخت (۱۳۸۴)
راه طی شده (۱۳۸۴)
بله برون (۱۳۸۲)
رانت خوار کوچک (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۸۲)
سیزده گربه روی شیروانی (۱۳۸۲)
شکلات (۱۳۸۲)
آدمک ها (۱۳۸۰)
مسافر ری (۱۳۷۹)
یکی بود یکی نبود (۱۳۷۹)
ساحره (۱۳۷۶)
آدم برفی (۱۳۷۳)
آپارتمان شماره ۱۳ (۱۳۶۹)
شکار خاموش (۱۳۶۸)
دوران سربی (۱۳۶۷)
با من از فردا بگو (۱۳۶۶)
خانه ابری (۱۳۶۵)
تنوره دیو (۱۳۶۴)
تیغ و ابریشم (۱۳۶۴)
راه دوم (۱۳۶۳)
دادشاه (۱۳۶۲)
آقای هیروگلیف (۱۳۵۹)
چوپانان کویر (۱۳۵۹)
فریاد مجاهد (۱۳۵۸)
بیست سال انتظار (۱۳۴۵)
مأمور دو جانبه (۱۳۴۵) 

نظریادنون نره........................

جمعه 13 مرداد 1391 :: 17:14 :: نويسنده : iranom

نظرات خود را بیان کنید.......... 

جمعه 13 مرداد 1391 :: 16:50 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/ 

حمید لولایی یکی از بهترین های تلویزیون است

فیلم های خاطره انگیزی که بازی کرد هیچ کسی نمیتوانست به این خوبی بازی کند 

مانند:خانه به دوش  و بزنگاه و .......

جمعه 13 مرداد 1391 :: 16:35 :: نويسنده : iranom

متولد 1334 در محله عشرت‌آباد تهران.
• اصالتا شمالی است اما بزرگ شده محله عشرت‌آباد است متاهل و دو دختر به نام‌های مریم و سارا دارد.
• از كودكی عاشق بازیگری بود و با استفاده از جعبه‌های پودر لباسشویی و چسباندن عكس و گویندگی بچه‌های محل را دور خود جمع می‌كرد.
• با پول‌های عیدی خود به سینما می‌رفت. بهترین تفریح زمان كودكی‌اش سینما رفتن بود.
• عشق به بازیگری در 15 سالگی او را به كلاس‌های كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان كشاند.
• دوره كلاس‌های هنرهای زیبا را به صورت شبانه گذراند.
• كار تئاتر را به طور جدی در سال 1358 با بازی در نمایشی به كارگردانی مرحوم رضا ژیان و سیاوش طهمورث شروع كرد.
• «پیكرتراش» فیلم سینمایی بود كه از آن به عنوان كار دوم خود یاد می‌كند اما این فیلم به اكران عمومی در نیامد و هیچ وقت دیده نشد.
• در آغاز جنگ در فیلم سربداران هم نقش كوتاهی را ایفا كرد كه این آخرین فیلم او قبل از شروع جنگ تحمیلی بود.
• با شروع جنگ تحمیلی به مدت شش سال از عرصه هنر دور ماند.
• در زمان خدمت سربازی همچنان به كار تئاتر مشغول بود «سبزه دوست بچه‌ها» تئاتری بود كه او در این دوران به همراه مرحوم رضا ژیان برای بچه‌ها اجرا می‌كرد.
• در سال 69 در كلاس مدیریت سینما شركت كرد و پذیرفته شد و مدیریت سینما عصر جدید را به عهده گرفت.
• مدیریت سینما آزادی او را دوباره به دوستان قدیمی‌اش رساند كه این دیدار مجدد موجب روی آوردن دوباره لولایی به بازیگری شد.
• «فراموشخانه» مجموعه‌ای بود كه با آن كار و بارش رونق یافت به همین خاطر از مدیریت سینما استعفا داد و به بازیگری روی آورد.
• بهترین فیلمی كه در هنگام مدیریتش در سینما اكران شد «مادر» بود كه همیشه از آن به خوبی یاد می‌كند.
• سال 1372 از مدیریت سینما آزادی استعفا داد و دقیقا یك سال و نیم بعد، سینما آزادی دچار آتش‌سوزی شد.
• عشق و علاقه او به بازیگری حتی در زمان مدیریت سینما لحظه‌ای او را رها نمی‌كرد به طوری كه هرگاه فرصتی به دست می‌آورد زود جیم می‌زد و خود را به سر صحنه می‌رساند.
• با ساعت خوش قدم به عرصه طنز گذاشت. داریوش كاردان اولین كسی بود كه قابلیت‌های او را در این وادی كشف كرد.
• در ساعت خوش بیشتر از همه عوامل با مهران مدیری و رضا عطاران رابطه بهتری داشت.

• مدیریت سینما مانع ازحضور مدام او در سریال ساعت خوش می‌شد. به همین دلیل بازیگری را به مدیریت سینما ترجیح داد.
• با خشایار مستوفی حسابی گل و خود را به جامعه طنز معرفی كرد.
• در بازیگری تنها مشوق خود را مادرش معرفی می‌كند و همیشه به خاطر صداقت و روراستی‌اش زبانزد خاص و عام است.
• نقاشی تنها هنری است كه به بازیگری نزدیك می‌داند او عاشق كارهای آنتوان چخوف است.
• صبر و تحمل زیادی دارد و بسیار كم‌حرف است اما خودش را هیچ وقت دست كم نمی‌گیرد.
• خودش معتقد است حمید لولایی آدم بی‌آزاری است. اخلاق او در منزل بسیار عالی است.
• بسیار دل رحم و مهربان است و بسیار علاقه دارد به دیگران ابراز محبت كند.
• عاشق سواركاری است و فوتبال را خیلی دوست دارد.
• عاشق بازی چارلی چاپلین است. در بچگی برای دیگران ادای چارلی چاپلین را در می‌آورد.
• به بازی پرویز پرستویی علاقه فراوانی دارد و از عطاران به عنوان آدم خوش فكر و بسیار فروتن یاد می‌كند.
• از تلخ‌ترین خاطره‌های زندگی‌اش فوت مادر خانمش بود كه روی او تاثیر زیادی داشت.
• تعصب خاصی روی دو تیم پرسپولیس و استقلال ندارد اما به بازی مهدی مهدوی‌كیا در تیم ملی علاقه‌مند است 

نظر یادتون نره.........

پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 :: 15:51 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/

این هم عکس یوسف تیموری.نظر یادتون نره..... 

پنج‌شنبه 12 مرداد 1391 :: 15:47 :: نويسنده : iranom

ارسلان قاسمی متولد اول خرداد ۱۳۷۴ است ودوخواهر دارد وخودش فرزند سوم خانواده است .اواکنون در سال سوم راهنمایی تحصیل میکند.پسری فوق العاده متین و مودب و باشرم وحیاست.هشت سال پیش در سریال در چشم باد بازی کرده .ان زمان هفت ساله بوده ومیگوید با معرفی خانم بهاره رهنما به آقای جعفری جوزانی وارد عرصه بازیگری شده است. ارسلان می گوید پرسپولیسی است.
فیلم اول او که در بخش مسابقه
سینمایی ایران قرار دارد (جعبه موسیقی) نام دارد که بازیگرانی همچون رامبد جوان و نیکی کریمی در آن حضور دارند و فیلم دوم او با نام «خاطرات فردا» در بخش جنبی جشنواره پذیرفته شده. او در فیلمهای «در چشم باد ـ حضرت یوسف(ع) ـ صد و یک راه برای ذله کردن پدر و مادرها ـ به نام خاک سرد ـ شام عروسی ـ قصه‌های من و پولی ـ تاکسی نارنجی» و چند تئاتر به ایفای نقش پرداخته است

اودرباره کودکی بیژن ایرانی وبازی در نقش کودکی پارسا پیروزفر میگوید:
من هیچ وقت ایشان(پارسا پیروزفر) را ندیدم، چون در سه سالی که دراین سریال بازی میکردم، زودتر مقابل دوربین قرار گرفتم و پلانهایمان متفاوت بود، ایشان بعد از من قرارداد بستند و نتوانستم در کنار ایشان باشم.


ارسلان قاسمی درباره بازیگران مورد علاقه اش میگوید :
من به شخصه بازی امین حیایی را دوست دارم و اعتقاد دارم که او یک بازیگر کامل است و تا امروز هم هر نقشی که به او دادند خیلی خوب و بدون نقص بازی کرده، از همه مهمتر شخصیت و رفتارش خیلی گرم و صمیمی است، در فیلم «شام عروسی» با او همبازی بودم، وی یک بازیگر خوب و تواناست، هیچ وقت در رفتار ایشان غرور ندیدم، اتفاقا در فیلم، بعضی از سکانسها با دیالوگهای طنز میباشد که من هیچ آشنایی دارای آن نداشتم، امین حیایی و نیکی کریمی به من خیلی کمک کردند. من سه بار دیگر هم با نیکی کریمی همبازی بودم که از راهنماییهای او سپاسگزارم. دلم میخواهد با آتیلا پسیانی و جمشید مشایخی هم بازی کنم.

خوبه دراینجا به آقای جعفری جوزانی به خاطر انتخاب خوب ارسلان قاسمی در نقش کودکی پارساپیروزفر تبریک و خسته نباشید بگیم. 



ادامه مطلب ...
موضوعات
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران