بزرگترین وبلاگ علمی وتحقیقاتی وسرگرمی وهنری درآسیا
این وبلاگ اونی هست که شما به دنبالش بودید
چهارشنبه 25 مرداد 1391 :: 15:35 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/

حسین رضازاده متولد اردبیل به سال ۱۳۵۷ است او که از ۱۵ سالگی شروع به ورزش وزنه برداری کرد بارها با مدال‌هایش برای ایران افتخار به ارمغان آورد و در این سال‌ها بارها رکوردهای جهان و المپیک را بهبود بخشید.

 

حسین رضازاده قهرمان نامدار وزنه‌برداری ایران و جهان در مرداد ۱۳۸۷ از حضور در بازی‌های المپیک منع شد. رضازاده دارای یک فرزند پسر به نام ابوالفضل می‌باشد.

بقیه در ادامه مطلب......

 



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 24 مرداد 1391 :: 18:15 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/

سعید عبدولی که قهرمان جهانی کشتی فرنگی ایران هست و بچه اندیمشکم هست و مدال پیاپی هم به دست اورده وبه المپیک لندن نیز هم راه یافته.با توجه به موفقیت های که سعید به دست اورده برای کشور بهش بها داده نمیشه واقعاً !چرا مثلا یه قهرمان که زندگیشو واسه افتخار کسب کردن برای مملکتش میزاره باید اینطور وضعیت مالی داشته باشه ! امروز من سعید عبدولی رو تویبازار اندیمشک دیدم و ایشون با توجه به مقام های که به دست اورده بهش اهمیت داده نمیشه!
اول از همین مسولین اندیمشک گله مندیم که چرا به ورزش اندیمشک اهمیت داده نمیشود!
چرا وضعیت سالن های ورزشی اندیمشک اینگونست ! چرا شهرستانی که اینقدر قهرمان کشوری داره تو تمام ورزش ها نباید یک مجتمع ورزشی خوب داشته!واقعا چرا !تمام مردم اندیمشک از این مسئله گله مندن و منتظر رسیدگی مسولین هستن !امیدوارم جوان های اندیمشک به خواسته ی ناچیز که حقشون هم هست برسن و مسولین به ورزش اندیمشک اهمیت بدهند. 

بقیه در ادامه مطلب  و نظر یادتون نره  ............



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 24 مرداد 1391 :: 16:58 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/

توماس اديسون در سال 1847 در ميلان ، Ohio متولد شد . تام در كودگي نتوانست مانند ديگر بچه ها در مدرسه موفق باشد . مادرش تصميم گرفت او را در خانه تحت تعليم قرار دهد، تعداد زيادي كتاب به او داد تا مطالعه كند . تام پسري كنجكاو بود . هميشه علاقه داشت كه بفهمد كه چيزهاي اطرافش چگونه عمل مي كنند . 

بقیه در ادامه مطلب ونظر یادتون نره ..........



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 24 مرداد 1391 :: 16:27 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/

به‌ زبان‌ بابلي‌ درياووش‌، در لفظ‌ مصري‌ آنتريوش‌ ياتاريوش‌، در متون‌ يوناني‌ داريوس‌ (Dareios) و در تورات‌ داريوش‌ آمده‌ است‌.

پدرش‌ ويشتاب‌ يا هيستاسپ‌ (Hystaspa) بر ايالت‌ هيركاني‌ فرمان‌ مي‌راند.
چون‌ داريوش‌ به‌ پادشاهي‌ رسيد، سرداران‌ و اميران‌ بزرگ‌ دربار كمبوجيه‌ در گوشه‌ و كنار كشور سر به‌ شورش‌ برداشته‌ دعوي‌ استقلال‌ كردند. نخستين‌ نقطه‌اي‌ كه‌ به‌ مجرد مرگ‌ كمبوجيه‌ شورش‌ آغاز نهاد عيلام‌ بود: آترينا (Atrina) پسر اوپادارما (Upadarma) كه‌ خود را از بازماندگان‌ خاندان‌ پادشاهي‌ كهن‌ آن‌ سرزمين‌ مي‌دانست‌ و نياكانش‌ به‌ وسيله‌ي‌ هخامنشيان‌ از سلطنت‌ بر كنار شده‌ بودند، زمام‌ كارهاي‌ عيلام‌ را دست‌ گرفت‌. داريوش‌ بخشي‌ از سپاه‌ خود را به‌ شوش‌ گسيل‌ داشت‌. آترينا به‌ اسارت‌ در آمد و داريوش‌ بي‌ درنگ‌ فرمان‌ داد تا او را به‌ هلاكت‌ برسانند. همچنين‌ در بابل‌ غوغايي‌ عظيم‌ به‌ پا خاست‌، نيدين‌ توبل‌ (Nidintu-Bel) مدعي‌ شد كه‌ فرزند نابونيد پادشاه‌ پيشين‌ بابل‌ است‌ و خود را « نبو خود و نوسرسوم‌ » ناميد. پادشاه‌ ايران‌ با سپاهي‌گران‌ آهنگ‌ بابل‌ كرد. ولي‌ از آنجا كه‌ كشتيهاي‌ جنگي‌ بابليان‌ در رود دجله‌ و گروه‌ انبوهي‌ از سپاهيان‌ در آن‌ سوي‌ رود آماده‌ي‌ دفاع‌ بودند، وي‌ نتوانست‌ از دجله‌ عبور كند. پس‌ حيله‌اي‌ انديشيده‌ چنين‌ وانمود كرد كه‌ آهنگ‌ بازگشت‌ دارد. اين‌ تدبير كارگر افتد و داريوش‌ با استفاده‌ از غفلت‌ دشمن‌ دجله‌ را درنورديد، با سپاه‌ بابل‌ روبه‌رو شد و آنها را دوبار شكست‌ داد. نيدين‌ توبل‌ به‌ بابل‌ رفته‌ در آنجا پناه‌ گرفت‌ و داريوش‌ ناگزير به‌ محاصره‌ي‌ شهر پرداخت‌. هنگامي‌ كه‌ داريوش‌ سرگرم‌ محاصره‌ي‌ بابل‌ بود، باز هم‌ در گوشه‌ و كنار كشور شورش‌ جريان‌ داشت‌ مثلاً در سوزيان‌ يكي‌ از ايرانيان‌ ساكن‌ شهر كاگاناكا (Kaganaka) به‌ نام‌ مارتيا از جانب‌ شورشيان‌ به‌ رياست‌ برگزيده‌ شد. اما اندكي‌ بعد مردم‌ بر او ياغي‌ شده‌ هلاكش‌ كردند. 

بقیه در ادامه مطلب ونظریادتون نره .............



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 24 مرداد 1391 :: 14:21 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/ 

● از تولد تا آغاز جوانی

دوران خردسالی کوروش را هاله ای از افسانه ها در برگرفته است. افسانه هایی که گاه چندان سر به ناسازگاری برآورده اند که تحقیق در راستی و ناراستی جزئیات آنها ناممکن می نماید. لیکن خوشبختانه در کلیات ، ناهمگونی روایات بدین مقدار نیست. تقریباً تمامی این افسانه ها تصویر مشابهی از آغاز زندگی کوروش ارائه می دهند ، تصویری که استیاگ ( آژی دهاک ) ، پادشاه قوم ماد و نیای مادری او را در مقام نخستین دشمنش قرار داده است.

استیاگ سلطان مغرور، قدرت پرست و صد البته ستمکار ماد آنچنان دل در قدرت و ثروت خویش بسته است که به هیچ وجه حاضر نیست حتی فکر از دست دادنشان را از سر بگذراند. از این روی هیچ چیز استیاگ را به اندازه ی دخترش ماندانا نمی هراساند. این اندیشه که روزی ممکن است ماندانا صاحب فرزندی شود که آهنگ تاج و تخت او کند ، استیاگ را برآن می دارد که دخترش را به همسری کمبوجیه ی پارسی – که از جانب او بر انزان حکم می راند درآورد.

مردم ماد همواره پارسیان را به دیده ی تحقیر نگریسته اند و چنین نگرشی استیاگ را مطمئن می ساخت که فرزند ماندانا ، به واسطه ی پارسی بودنش ، هرگز به چنان مقام و موقعیتی نخواهد رسید که در اندیشه ی تسخیر سلطنت برآید و تهدیدی متوجه تاج و تختش کند. ولی این اطمینان چندان دوام نمی آورد.

بقیه در ادامه مطلب و نظر یادتون نره...........



ادامه مطلب ...
چهارشنبه 18 مرداد 1391 :: 18:13 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/

حضرت سيد امير احمد(علیه السلام) ملقب به شاهچراغ و سيدالسادات الاعاظم، فرزند بزرگوار امام موسي كاظم(علیه السلام) است.

پسران امام هفتم علیه السلام بنا به مشهور نوزده نفر می باشند. حضرت احمد بن موسی(علیهما السلام) و محمد بن موسی(علیهما السلام) از یک مادر که ((ام احمد)) خوانده میشد متولد گردیدند.

 

فضائل مادر حضرت شاهچراغ(علیه السلام)

علامه مجلسی در کتاب ((مراة العقول)) در شرح حدیث پانزدهم می گوید:

ام احمد مادر بعضی اولاد آن حضرت می بود و او داناترین، پرهیزگارترین و گرامی ترین زنهایش در نزد آن حضرت بود که اسرار خود را به وی می سپرد و اماناتش را نزد او ودیعه می نهاد.

در کتاب اصول کافی در باب ((امام در چه زمانی میداند امام است)) آمده است که حضرت امام موسی(علیه السلام) امانت سربمهری به ((ام احمد)) سپردند و فرمودند بعد از شهادت من هر کس از اولاد من در طلب این امانت آمد خلیفه و جانشین من است. با او بیعت نما که جز خدا کسی خبر از این امانت ندارد. بعد از شهادت امام موسی(علیه السلام) حضرت امام رضا(علیه السلام) به نزد ام احمد آمدند و امانت پدر را طلبیدند. ام احمد بگریه افتاد و دانست که امام (علیه السلام) شهید شده اند. پس آن بانوی محترمه امانت را بر حسب وصیت آنحضرت به امام رضا(علیه السلام) تقدیم نمود و با ایشان بعنوان امام هشتم شیعیان بیعت کرد.

 بقیه در ادامه مطلب ونظر یادتون نره...........



ادامه مطلب ...
چهارشنبه 18 مرداد 1391 :: 17:58 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/ 

زندگینامه حضرت محمد (ص)نام: محمد بن عبد الله در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود.كنیه: ابوالقاسم و ابوابراهیم.القاب: رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه‏ و... .منصب: آخرین پیامبر الهى، بنیان‏گذار حكومت اسلامى و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.تاریخ ولادت: روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه). بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته‏اند.عام الفیل، همان سالى است كه ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مكه یورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاكت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت

بقیه در ادامه مطلب ونظریادتون نره .............



ادامه مطلب ...

http://iranom.loxblog.com/ 

در مورد تاريخ ولادت اين بانوي بزرگوار سخني به ميان نيامده است منتهي با برخي قرائن مورخين حدود سال 50 ق. را هنگام تولد ايشان مي دادند. به عنوان نمونه امام حسين(ع) خطاب به وي فرمود: «تو بهترين بانواني!» لذا در مي يابيم که وي در کربلا بانويي رشيده بوده و بين ده تا سيزده سال، سن داشته است.
درباره نام اصلي ايشان نيز ميان تاريخ نويسان اختلاف نظر است. آمنه، اميمه و امينه از جمله نامهايي است که گفته اند و برخي گزارشها نشان مي دهد که اين امر در همان دوره نيز مورد اختلاف بوده است، اما آنچه همه بر آن اتفاق دارند اين است که «سکينه» لقبي بوده که به حضرت(س) داده شده است . برخي گفته اند اين لقب را مادرش رباب براي او برگزيد.

بقیه در ادامه مطلب ونظریادتون نره........



ادامه مطلب ...
چهارشنبه 18 مرداد 1391 :: 16:39 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/ 

بر اساس نوشته‏هاي بعضي کتاب‏هاي تاريخي، نام مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام)، امّ اسحاق است که پيش‏تر همسر امام حسن مجتبي (عليه‏السلام) بوده و پس از شهادت ايشان، به وصيت امام حسن (عليه‏السلام) به عقد امام حسين (عليه‏السلام) درآمده است.(1) مادر حضرت رقيه(عليهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضيلت اسلام به شمار مي‏آيد. بنا به گفته شيخ مفيد در کتاب الارشاد، کنيه ايشان بنت طلحه است.(2)

نام مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام) در بعضي کتاب‏ها، ام‏جعفر قضاعيّه آمده است، ولي دليل محکمي در اين باره در دست نيست. هم چنين نويسنده معالي السبطين، مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام) را شاه زنان؛ دختر يزدگرد سوم پادشاه ايراني، معرفي مي‏کند که در حمله مسلمانان به ايران اسير شده بود. وي به ازدواج امام حسين (عليه‏السلام) درآمد و مادر گرامي حضرت امام سجاد (عليه‏السلام) نيز به شمار مي‏آيد.(3)

اين مطلب از نظر تاريخ نويسان معاصر پذيرفته نشده؛ زيرا ايشان هنگام تولد امام سجاد (عليه‏السلام) از دنيا رفته و تاريخ درگذشت او را 23 سال پيش از واقعه کربلا، يعني در سال 37 ه .ق دانسته‏اند. از اين رو، امکان ندارد او مادر کودکي باشد که در فاصله سه يا چهار سال پيش از حادثه کربلا به دنيا آمده باشد. اين مسأله تنها در يک صورت قابل حل مي‏باشد که بگوييم شاه زنان کسي غير از شهربانو (مادر امام سجاد (عليه‏السلام)) است.

نام گذاري حضرت رقيه (عليهاالسلام)

رقيه از «رقي» به معني بالا رفتن و ترقي گرفته شده است.(4) گويا اين اسم لقب حضرت بوده و نام اصلي ايشان فاطمه بوده است؛ زيرا نام رقيه در شمار دختران امام حسين(عليه‏السلام) کمتر به چشم مي‏خورد و به اذعان برخي منابع، احتمال اين که ايشان همان فاطمه بنت الحسين (عليه‏السلام) باشد، وجود دارد.(5) در واقع، بعضي از فرزندان امام حسين (عليه‏السلام) دو اسم داشته‏اند و امکان تشابه اسمي نيز در فرزندان ايشان وجود دارد.

گذشته از اين، در تاريخ نيز دلايلي بر اثبات اين مدعا وجود دارد. چنانچه در کتاب تاريخ آمده است: «در ميان کودکان امام حسين (عليه‏السلام) دختر کوچکي به نام فاطمه بود و چون امام حسين (عليه‏السلام) مادر بزرگوارشان را بسيار دوست مي‏داشتند، هر فرزند دختري که خدا به ايشان مي‏داد، نامش را فاطمه مي‏گذاشت. همان گونه که هرچه پسر داشتند، به احترام پدرشان امام علي (عليه‏السلام) وي را علي مي‏ناميد».(6) گفتني است سيره ديگر امامان نيز در نام گذاري فرزندانشان چنين بوده است.

بقیه در ادامه مطلب و نظر یادتون نره ...........



ادامه مطلب ...
چهارشنبه 18 مرداد 1391 :: 15:49 :: نويسنده : iranom

http://iranom.loxblog.com/

پر رفت و آمدترین خانه «محله بنی‌هاشم» را آوای شادی و سرور در آغوش گرفته بود، موج شعف و لبخند همراه با انتظار، فضای خانه و محله را پر کرده بود. همه برای ولادت سومین نوه عزیز پیامبر لحظه‌شماری می‌کردند، و دل خوش می‌داشتند که «مولود فاطمه» را در آغوش بفشارند و گل بوسه‌های محبت را بر گونه‌های عطر آگینش نثار گردانند.

در پنجم جمادی‌الاولی سال پنجم هجرت، مطابق با 627 میلادی، دختر فاطمه علیهاالسلام متولد شد. با این تولد، حضرت فاطمه(ع)، سومین فرزند خود را به دنیا آورد و پدر نیز خود را به زینت «زینب» آراست.

رسم خانواده‌ علی(ع) و زهرا(ع) این بود که نام‌گذاری نوزاد خود را به‌بزرگِ خانواده واگذار می‌کردند، امّا وقتی این نوزاد زهرا چشم به‌جهان گشود، بزرگ خانواده یعنی پیغمبر(ص) در مسافرت بود و آنان چند روزی صبر کردند تا پیامبر از مسافرت آمد و همین که مژده ولادت دختر فاطمه(ع) را شنید، در اولین فرصت به خانه فاطمه(ع) رفت، و نوزاد را طلب نمود و او را در آغوش خود فشرد و بوسه‌ها به گونه‌اش افکند. و نام کودک را زینب نهاد. 

بقیه در ادامه مطلب ونظریادتون نره .....



ادامه مطلب ...
موضوعات
پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران