بزرگترین وبلاگ علمی وتحقیقاتی وسرگرمی وهنری درآسیا
این وبلاگ اونی هست که شما به دنبالش بودید
چهارشنبه 09 فروردین 1391 :: 14:06 :: نويسنده : iranom


میرزا حاجب، بالکل تخم هندوانه بر زمین‌هایش ریخته بود...

میرزا حاجب، بالکل تخم هندوانه بر زمین‌هایش ریخته بود. وقت محصول همه انگشت به دهان بودند از درشتی هندوانه‌ها و سبزی جلدشان و سرخی گلگونِ درون‌شان. مردم می‌گفتند که بیشتر از دانه‌های گندم و جو هندوانه حاصل آمده است.
انگار از هر تخمی هفتاد هندوانه بل اکثر زاده شده بود. آن سال میان حاجب و داروغه اختلافی بود.
داروغه که خبر را شنید به سعایت نزد حاکم رفت و با رشوه به حکیم ویرا مجاب کرد که از مضرات هندوانه بگوید. سعایت داروغه کارساز آمد و حاکم جارچیان را دستور داد تا حکم قدغن اکل هندوانه و شرب ماء آن را اعلان کنند.
میرزا که فردی کیّس بود، هندوانه ها را در انبار بزرگی زیر کاه نهاد. وقتی که سرما همه‌جا چیره گشت و روزهای خزان خزان می‌گشت، وی نزد حکیم دربار رفت و دو برابر رشوه‌ی داروغه به او سکه زر داد. جارچیان حاکم فردایش جار می زدند که اکل و شرب هندوانه جایز است بل خوردن آن در شب چله، ضامن سلامت.
هندوانه‌های رنجور میرزا به قیمتی گزاف‌ترفروش رفتند. 


موضوعات
پيوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید