|
بزرگترین وبلاگ علمی وتحقیقاتی وسرگرمی وهنری درآسیا این وبلاگ اونی هست که شما به دنبالش بودید درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید(لطفا" نظر و عضویت یادتون نره) آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان دوشنبه 26 تیر 1391 :: 12:29 :: نويسنده : iranom
هند دومین کشور پرجمعیت دنیا است و نزدیک به یک ششم جمعیت جهان را در خود جای دادهاست، تنوع نژادی، فرهنگی، زبانی و مذهبی به این کشور چشم اندازی شگرف از همزیستی مسالمت آمیز میان اعتقادات گوناگون بخشیدهاست. نژاد مردم هند، شامل: ۷۲ ٪ هندوآریائی، ۲۵ ٪ دراویدی و ۳ ٪ نژاد زرد است که این نژادها بر اساس شرایط مکانی، فرهنگی و دینی نیز دارای تقسیمات خاص خود هستند. ۶۱% مردم هند باسواد هستند که این آمار در مردان ۷۳.۴% و در زنان ۴۷.۸% میباشد. دوشنبه 26 تیر 1391 :: 12:27 :: نويسنده : iranom
آب و هوای هند دارای تنوع بسیار قابل توجهی است و از کوهستانهای همیشه پوشیده از برف هیمالیا تا منطقه حاره و گرمسیری میانه و جنوب و کویر خشک غرب این کشور را دربر میگیرد. چهار فصل هند شامل: سرد وخشک از ماه دسامبر تا فوریه، گرم و خشک از ماه مارس تا مه، فصل بارش از ماه ژوئن تا سپتامبر و معتدل در ماههای اکتبر و نوامبر است. به طور میانگین ۱۰۰۰ تا۱۵۰۰ میلمتر باران در سال، تقریباً سراسر هند را دربر میگیرد که این مقدار به ۲۵۰۰ میلیمتر در سواحل و ناحیه شمال شرقی هند میرسد. میانگین بارندگی سالانه در بنگال غربی به بیش از ۱۱هزار میلیمتر در سال میرسد. این کشور دارای آب و هوای بسیار متنوعی میباشد . دوشنبه 26 تیر 1391 :: 12:25 :: نويسنده : iranom
هند، بخش بزرگ جنوب آسیا و شبه قاره هند را به خود اختصاص دادهاست. این کشور با پاکستان، بنگلادش، نپال، بوتان، چین و برمه هم مرز است. جغرافیای هند به طور کلی به سه بخش تقسیم میشود: فلات بلند هیمالیا، جلگه گنگ و شبه جزیره جنوب هند که مناطق مختلف کوهستانی، دره رود خانهای، کویر، دشت و جنگل را در بر میگیرد. پائینترین سطح هند، در اقیانوس هند، با ارتفاع صفر و بلندترین نقطه این کشور، قله کانچنجونگا، با ارتفاع ۸۵۶۸ متر در هیمالیا قرار دارد که سومین قله مرتفع جهان است. جفرافیای هند بسیار متنوع است و کوه، بیابان، دشت، تپه و فلات را شامل میشود. آب و هوای این کشور از حارهای در جنوب تا آب و هوای معتدل در شمال متغیر است. مساحت ناحیهِ قابل کشت هند ۱٫۲۶۹٫۲۱۹ کیلومتر مربع (۷۸/۵۶٪ کل مساحت کشور) است که به دلیل رشد سوی جمعیت ر و افزایش شهرنشینی رو به کاهش است. سطح نواحی پوشیده از آب در هند معادل ۳۱۴٫۴۰۰ کیلومتر مربع است و میانگین باران این کشور ۱٫۱۰۰ میلیمتر در سال است. بیش از ۹۲ درصد استفاده آب در هند برای مصارف آبرسانی است که در سال ۱۹۷۴ حدود ۳۸۰ کیلومتر مربع بود و بر اساس پیشبینیها تا سال ۲۰۲۵ به سقف ۱٫۰۵۰ کیلومتر مربع میرسد که برابر با مصارف صنعتی و خانگی است. منابع آبی هند شامل رودخانهها، کانالها، آبگیرها، دریاچهها و سواحل غربی و شرقی اقیانوس هند و سایر خلیجها و خلیج کوچک برای بیش از ۶ میلیون نفر در بخش ماهیگیری اشتغال ایجاد کردهاند. هند ششمین کشور تولیدکنندهِ ماهی در سطح جهان و دومین تولیدکنندهِ ماهی بومی در سطح جهان است. رودخانههای طویل هند، شامل: براهماپوترا و ایندوس ۲۹۰۰ کیلومتر، گنگ۲۵۰۰ کیلومتر، گوداواری ۱۴۷۰ کیلومتر، یامونا ۱۳۷۰ کیلومتر، نارمادا ۱۳۰۰ کیلومتر و کریشنا ۱۲۹۰ کیلومتر هستند. هند از آب و هوایی بسیار متنوع بهره میبرد، از شمال به رشتهکوههای هیمالیا ختم میشود و رودخانههای متعددی که از این بلندیها سرچشمه میگیرند هوایی بارانی و خاکی بارآور را به نواحی شمالی هند میبخشند. رودهای گنگ و براهماپوترا مهمترین این رودخانهها هستند که هر دو به خلیج بنگال سرازیر میشوند. هندوها همچنین رود گنگ را مقدس میدانند. هند از زیست جانوری بسیار متنوعی بهره میبرد، منطقه حفاظت شدهای به وسعت ۱۴۱۲ کیلومتر مربع در استان گجرات تنها پناهگاه باقیمانده حدود ۳۰۰ شیر آسیایی است. هند زیستگاه بسیاری از پستانداران بزرگ مانند فیل آسیایی، کرگدن تک شاخ و ببر میباشد. بیش از ۲۰۰۰ گونه پرنده و سه نوع تمساح در این کشور زندگی میکنند. منابع اصلی مواد معدنی هند شامل زغالسنگ (از لحاظ میزان ذخایر در رده چهارم جهان قرار دارد) آهن، منگنز، میکا، بوکسیت، تیتانیوم، کرومیت، گاز طبیعی، الماس، نفت خام، سنگ آهک، توریوم (بیشترین در جهان در سواحل ایالت کرالا) میباشد. ذخایر نفت هند که در ساحل بمبئی درماهاراشترا، گجرات و در شرق آسام وجود دارند، بیش از ۲۵٪ از نیازهای داخل را برطرف میکنند. دوشنبه 26 تیر 1391 :: 12:22 :: نويسنده : iranom
نام: «هند» (و همچنین صورتهای آن در زبانهای غربی ازجمله India در انگلیسی) برگرفته از زبان پارسی باستان است که به جای واژه سانسکریت «سیندو» (Sindhu) بهکار میرفته و نام رودخانه سند بودهاست. همچنین واژه «هندوستان» که به عنوان نام کامل این سرزمین در اغلب کشورها از جمله خود هند رواج دارد واژهای فارسی است به معنی «سرزمین هندوها». دوشنبه 26 تیر 1391 :: 12:22 :: نويسنده : iranom
هند یا هندوستان با نام رسمی جمهوری هند (هندی: भारत गणराज्य؛ تلفظ: بْهَارَتْ گَنَرَاجْیَه) کشوری در جنوب آسیا است که پایتخت آن دهلی نو است. هندوستان از شمال باختری با پاکستان؛ از شمال با چین، بوتان، نپال و تبت؛ و از شمال خاوری با برمه و بنگلادش همسایهاست. همچنین هند از باختر با دریای عرب، از خاور با خلیج بنگال، و از جنوب نیز با اقیانوس هند مرز آبی دارد. پهناوری هندوستان ۳٬۴۰۲٬۸۷۳ کیلومتر مربع (هفتم در جهان، ۲ برابر ایران) است. بیشتر سرزمین هندوستان پست و هموار است و رشتهکوه هیمالیا که در شمال کشور قرار دارد باعث شدهاست که رطوبت و ابرهای بارانزا به شمال آسیا نفوذ نکند و در نتیجه هند کشوری پرباران و مرطوب و دارای خاک بسیار حاصلخیز است. این موضوع باعث شدهاست که این کشور بتواند جمعیّت بسیاری را در خود جای دهد. جمعیت هندوستان ۱٬۲۱۰٬۱۹۳٬۴۲۲ نفر است که دومین کشور پر جمعیت دنیا پس از چین به شمار میآید. بندر بمبئی (مومبائی) با جمعیتی نزدیک به ۱۴ میلیون تن، پرجمعیتترین شهر هند است. هند بیش از سی و پنج شهر بزرگ با جمعیت بالای یک میلیون تن دارد. بمبئی (مومبائی)، دهلی، کلکته، مدرس، بنگلور، حیدرآباد، اگرا، میسور، جیپور، گوا، پونا، بوپال، تریواندروم، سورات، کانپور و احمدآباد از شهرهای مهم این کشور پهناور هستند. هندوستان دارای تاریخ و فرهنگ بسیار کهن و پرباری است که به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد میرسد. هندوستان سرزمین نژادها، زبانها، آیینها، و فرهنگهای فراوان و گوناگون میباشد. در هند صدها زبان و هزاران گویش و لهجه وجود دارد. علاوه بر دو زبان هندی و انگلیسی که در قانون اساسی این کشور زبان رسمی اعلام شدهاست. ۲۲ زبان دیگر در یک یا چند ایالت موقعیت زبان رسمی را دارند. طی ۸۰۰ سال تسلط فارسیزبانان یا ایرانیان بر هند، این کشور از فرهنگ ایران و زبان فارسی تاثیر بسیاری پذیرفتهاست. زبان فارسی در دورهٔ غزنویان به هند راه یافت و با فرمانروایی دودمان گورکانیان هند زبان رسمی شد. زبان فارسی هندوستان شاعران بزرگی همچون بیدل دهلوی، و امیر خسرو دهلوی و دستگاه شعری سبک هندی را در خود پروراند. زبان فارسی تاثیر فراوانی بر زبانهای هندوستان بهویژه زبان اردو گذاشتهاست. زبان فارسی پیش از آنکه هندوستان مستعمره انگلستان شود (سده ۱۹ میلادی)، دومین زبان رسمی این کشور و زبان فرهنگی و علمی بهشمار میرفت. دوشنبه 26 تیر 1391 :: 12:03 :: نويسنده : iranom
مقدمه : امام علي بن موسيالرضا عليهالسلام هشتمين امام شيعيان از سلاله پاك رسول خدا و هشتمين جانشين پيامبر مكرم اسلام ميباشند. ايشان در سن 35 سالگي عهدهدار مسئوليت امامت ورهبري شيعيان گرديدند و حيات ايشان مقارن بود با خلافت خلفاي عباسي كه سختيها و رنج بسياري رابر امام رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ايشان رادرسن 55 سالگی به شهادت رساند.دراين نوشته به طور خلاصه, بعضی ازابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می نماييم. نام ،لقب و كنيه امام : نام مبارك ايشان علي و كنيه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترين لقب ايشان "رضا" به معناي "خشنودي" ميباشد. امام محمدتقي عليهالسلام امام نهم و فرزند ايشان سبب ناميده شدن آن حضرت به اين لقب را اينگونه نقل ميفرمايند :" خداوند او را رضا لقب نهاد زيرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمين از او خشنود بودهاند و ايشان را براي امامت پسنديده اند و همينطور ( به خاطر خلق و خوي نيكوي امام ) هم دوستان و نزديكان و هم دشمنان از ايشان راضي و خشنود بودند". يكي از القاب مشهور حضرت " عالم آل محمد " است . اين لقب نشانگر ظهور علم و دانش ايشان ميباشد.جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خويش, بويژه علمای اديان مختلف انجام داد و در همه آنها با سربلندی تمام بيرون آمد دليل کوچکي براين سخن است، که قسمتي از اين مناظرات در بخش " جنبه علمي امام " آمده است. اين توانايي و برتري امام, در تسلط بر علوم يكي از دلايل امامت ايشان ميباشد و با تأمل در سخنان امام در اين مناظرات, كاملاً اين مطلب روشن ميگردد كه اين علوم جز از يك منبع وابسته به الهام و وحي نميتواند سرچشمه گرفته باشد. پدر و مادر امام : پدر بزرگوار ايشان امام موسي كاظم (عليه السلام ) پيشواي هفتم شيعيان بودند كه در سال 183 ه.ق. به دست هارون عباسي به شهادت رسيدند و مادرگراميشان " نجمه " نام داشت. تولد امام : حضرت رضا (عليه السلام ) در يازدهم ذيقعدهالحرام سال 148 هجري در مدينه منوره ديده به جهان گشودند. از قول مادر ايشان نقل شده است كه :" هنگاميكه به حضرتش حامله شدم به هيچ وجه ثقل حمل را در خود حس نميكردم و وقتي به خواب ميرفتم, صداي تسبيح و تمجيد حق تعالي وذکر " لاالهالاالله " رااز شكم خود ميشنيدم, اما چون بيدار ميشدم ديگر صدايي بگوش نمي رسيد. هنگاميكه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمين نهاد و سرش را به سوي آسمان بلند كرد و لبانش را تكان ميداد؛ گويي چيزي ميگفت" (2). نظير اين واقعه, هنگام تولد ديگر ائمه و بعضي از پيامبران الهي نيز نقل شده است, از جمله حضرت عيسي كه به اراده الهي در اوان تولد, در گهواره لب به سخن گشوده و با مردم سخن گفتند كه شرح اين ماجرا در قرآن كريم آمده است. (3) ادامه مطلب ... دوشنبه 26 تیر 1391 :: 11:16 :: نويسنده : iranom
فرامين الهي از جمله حجاب هم از مرحله صحت تا مرحله قبول ، داراي درجات و مراتبي است که حداقل آن ، شرط تماميت است که در «حجاب خمار» جلوه گر مي شود و حد کمال آن در جامعيت ابعاد پنج گانه حجاب قرآني «جلباب» به تجلي مي آيد . پوشش بدن به جز وجه کفّين و مهار کردن جاذبه هاي جنسي زنانه معيار حجاب الهي و قرآني است که اگر در پوشش چند قطعه اي خمار و به تناسب فرهنگ و تمدن هر ملتي عينيت يابد ، نمره ي صحت عمل را در منظر آيات شريفه به دست آورده است و اگر ابعاد قلبي ، گفتاري و رفتاري و بُعد نگاه را نيز در پوشش يکسره جلباب تجلي بخشد ، نمره ي کمال و برتري الهي را کسب نموده است . اين امر نشان دهنده اين است که در دين مبين اسلام با طرح و تأکيد حجاب به تمام جوانب شخصيت زن و مرد در اجتماع توجه کرده است و با توجه به آن حجاب را به صورتي متعادل و متناسب مطرح نموده است تا جامعه اي سالم و به دور از فساد داشته باشيم تا انسان هاي به ما هو انسان بتوانند در کمال مصونيت و امنيت به کارکردها و نقش هاي خويش بپردازند و سير کمال و سعادت را با پيروي از دستورات و مباني ديني درجامعه بشري با لطافت معنوي و کمال حقيقي تجربه کنند . قرآن کريم ، ترجمه مهدي الهي قمشه اي ، تهران:گلبان ، 1380 . دوشنبه 26 تیر 1391 :: 11:14 :: نويسنده : iranom
خداوند متعال در برتري تقواي دل در امر حجاب در سوره احزاب ، آيه 53 مي فرمايند : «واذا سألتموهنّ متاعا فاسئلُِوهُنَّ مِن وَرَاء حجابٍ ذلکُم اَطهَرُ لِقُلُوبِکم و قُلوِبِهنّ» (سوره احزاب ، آيه 53)؛ «هنگامي که از همسران پيامبر (ص) چيزي خواستيد از پشت حجاب و پرده از ايشان بخواهيد که اين کارتان براي دل هاي شما و دل هاي ايشان پاکيزه تر است .» در ذيل آيه صاحب تفسير نمونه چنين بيان مي کند : «هنگامي که رسول خدا (ص) با زينب ازدواج کرد ، وليمه نسبتاً مفصلي به مردم داد . انس که خادم مخصوص پيامبر (ص) بود مي گويد : پيامبر (ص) به من دستور داد که اصحابش را به غذا دعوت کنم ، من همه را دعوت کردم ، دسته دسته مي آمدند و غذا مي خوردند و از اتاق خارج مي شدند ، تا اين که عرض کردم : اي پيامبر خدا ؛ کسي باقي نماند که من او را دعوت نکرده باشم ، فرمود : اکنون که چنين است سفره را جمع کنيد ، سفره را برداشتند و جمعيت پراکنده شدند ، اما سه نفر هم چنان در اتاق پيامبر (ص) ماندند و مشغول بحث و گفتگو بودند . آيه نازل شد و دستورات لازم را بيان کرد .» (مکارم شيرازي ، 1376 : ج 3 ، 607) از بعضي قرائن استفاده مي شود «که گاهي همسايگان و ساير مردم طبق معمول براي عاريت گرفتن اشيايي نزد بعضي از زنان پيامبر (ص) مي آمدند، براي حفظ حيشيت همسران پيامبر(ص) آيه نازل شد و به مؤمنان دستور داد که هر گاه مي خواهند چيزي از آنها بگيرند، از پشت پرده بگيرند .»1 (بابايي ، 1380،ج 3 : 625) علامه طباطبايي در ذيل آيه شريفه مي نويسد : «درخواست متاع از همسران حضرت ، کنايه از اين است که مردم با آنها درباره ي حوايجي که دارند، سؤال کنند ؛ يعني اگر به خاطر حاجتي که براي شما پيش آمده ناگزير شديد با يکي از همسران آن جناب صحبتي بکنيد از پس پرده صحبت کنيد، براي اين که وقتي از پشت پرده صحبت کنيد دل هاي تان دچار وسوسه نمي شود و در نتيجه ، اين روش دل هاي تان را پاک تر نگه مي دارد . »2 (طباطبايي ، 1396 هـ .ق : 528) نکته حايز اهميت در اين مورد که جزء دستورات ويژه براي زنان پيامبر (ص) است و نه دستور عمومي براي تمام زنان آن است که خداوند اين نحوه ي پوشش خاص را براي رعايت حجاب در قلب ذکر مي نمايد . نکته ديگري که در اين آيه ذکر شده است پاک ماندن قلب مردان را پيش از قلب زنان بيان نموده است و چه بسا بتوان از اين نکته استفاده نمود که اين تقدم نشان دهنده ي آسيب پذيري دل مردان بيش از زنان است ؛ چرا که زنان پيامبر (ص) در مأمن و مأواي زوجيت آن حضرت در امانند ، امّا کساني که بيش از پيش از ايشان مي توانند در معرض خطر باشند، مرداني هستند که به خانه رسول خدا (ص) مراجعه و با زنان ايشان مواجه مي شوند ؛ البته زنان نيز بايد دل خود را پاک نگه دارند و از اين رو ، پرده پوششي و حفظ حجاب و عفاف براي پاکي دل آنان نيز بهتر است . براي آن که کسي حريم الهي را در حيطه ي تعامل با افراد نامحرم به درستي رعايت نموده و حيطه حجاب و پوشش را حفظ کند ، لازم است بعد قلبي حجاب را جدّي تلقي نمايد و در اين زمينه ، تسامح و تساهل روا ندارند که دروازه ي دل ، چشم است و «دل کتاب چشم است .»1 (محمد ري شهري ، 1377 : 6315 ) يکي از راحت ترين و مهم ترين راه ها براي حفظ دل ، حفظ نگاه از نامحرم است ؛ به قول شاعر : زدست ديده و دل هردو فرياد که هرچه ديده بيند دل کند ياد بسازم خنجري نيشش زفولاد زنم بر ديده تا دل گردد آزاد در دنيايي که در تبليغات رنگارنگ خويش که فرهنگ برهنگي و سقوط اخلاقي و ارزش هاي انساني نماد برتري و پيشرفت و توسعه !! را جلوه گر ساخته است ، دين مبين اسلام با فرهنگ پوشش و توجه به هويت انساني ، معنويت و جاذبه ي روحي و آرامش را در جامعه نمايان گر ساخته است . زيرا قاموس الهي بر اساس فطرت ، هويت ، توانايي و جاذبه هاي فيزيکي زن و مرد نازل شده است ، که اگر جوامع انساني اگر تنها به فطرت و دستورات الهي عمل کنند به جايگاه و هويت اصلي خود دست پيدا مي کنند و جامعه با امنيت و مصونيت مي تواند راه خويش را طي کند . قرآن کريم ، ترجمه مهدي الهي قمشه اي ، تهران:گلبان ، 1380 . دوشنبه 26 تیر 1391 :: 11:13 :: نويسنده : iranom
مقصود از حجاب در رفتار اعمال و افعالي است که به واسطه ي اعضا و جوارح پديد مي آيند . آن چه به حجاب در رفتار تعلق مي گيرد ، مجموع چند امر و نهي الهي است : 1) آشکار ساختن زينت هاي پنهان : خداوند در سوره مبارکه نور مي فرمايد : «ولايضر بنَ بار جُِلِهِنَّ ِلِيعلَمَ ما يخفينَ مِن زينَتِهِنَّ» ؛(سوره نور، آيه 31) «به زنان مؤمن بگو آن گونه بر زمين پاي نزنند که خلخال و زينت پنهان پاهاي شان معلوم شود .» نهي مذکور در آيه ي شريفه مرتبط با بحث زينت در حجاب فيزيکي است و از به جلوه درآوردن و اظهار زينت هاي پنهان زنانه سخن مي گويد . اظهار نمودن بدون ظاهر نمودن ، يعني سهل انگاري يا مکر زنانه در جلوه گري و خود نمايي . خداوند متعال در آيه ي شريفه از نحوه ي خاصي از راه رفتن نهي نموده است ؛ راه رفتني که ديگران را به زينت هاي پنهاني زن آگاه مي کند . شهيد مطهري در ذيل آيه شريفه چنين مي گويد : «زنان عرب معمولاً خلخال به پا مي کردند و براي آن که بفهمانند خلخال قيمتي به پا دارند، پاي خود را محکم بر زمين مي کوفتند . از اين دستور مي توان فهميد که آنچه موجب جلب توجه مردان مي گردد ؛ مانند استعمال عطرهاي تند و زننده و هم چنين آرايش هاي جالب نظر در چهره ممنوع است و به طور کلي زن در معاشرت نبايد کاري بکند که موجب تحريک و تهييج و جلب توجه مردان نامحرم گردد .»2 (مطهري ، 1353 : 145) برخي ديگر از صاحب نظران معتقد هستند آن چه در اين بخش از آيه ي شريفه از آن نهي شده است ، آشکار شدن هر گونه زينت و زيبايي هاي زنانه است که پنهان است و بايد پوشيده بماند و اين اعم از صداي النگو و صداي پاشنه کفش است که موجب جلب توجه نامحرم به خود زن يا پاي زن مي باشد . از سوي ديگر ، زينت پنهان مي تواند پوشيدن لباس ها و زينت هاي خاصي در زير چادر باشد که با اندک کنار رفتن چادر ، آن زينت ها آشکار شده و ناقض حجاب مي گردد . » 1 (شجاعي ، 1385 : 177) 2) استعمال عطر : از جمله مواردي که به شدت از آن نهي شده است ، اين است که زن به هنگام خروج از خانه خود را معطر سازد ، به طوري که بوي عطر وي به مشام نامحرم برسد . حضرت پيامبر (ص) مي فرمايند : «هر زني که به خود عطر بزند و از خانه اش خارج شود تا وقتي که به خانه اش برگردد لعنت و نفرين مي شود [تا] هر وقت که برگردد .» (شعبه الحراني 1363: 42)آن چه مسلم است ، اين است که عطر زدن براي خانم ها نه تنها اشکالي ندارد بلکه استحباب نيز دارد ، به خصوص که براي همسر باشد . آن چه که از آن نهي شده اين است که زن موقع بيرون رفتن از منزل و يا موقعي که با نامحرم در تماس است ، طوري عطر بزند که بوي آن به مشام نامحرم برسد و ايجاد مفسده کند .»2 (همان ، ص 178) 3) آرام گرفتن در خانه و پرهيز از تبّرج جاهلي : در آيه ي شريفه 33 سوره احزاب به زنان پيامبر (ص) علاوه بر تقوا ، امر مي شود که در خانه هاي خود آرام و قرار گيرند و هم چون جاهليت نخستين در ميان جمعيت ظاهر نشوند .» 3 (سوره احزاب ، آيه ي 33) «کلمه ي «قَرن» امر از ماده ي قرء است که به معناي پا برجا شدن است و ممکن است از ماده ي قازيقار به معناي اجتماع و کنايه از ثابت ماندن در خانه ها باشد . »4 (طباطبايي ، 1396 هـ .ق : 483) و کلمه ي «برج» يعني آشکار شدن . صاحب مجمع البيان مي گويد : «تبّرج آن است که زن زيبايي هاي خود را اظهار کند . اصل آن به معناي ظهور است و به عبارتي ديگر ، از آن جهت به آن «برج» گويند که ظاهر و هويداست . زمخشري نيز در کشاف مي گويد : «بداو برز» به معناي ظهور و نظير تبرج هستند . اشتقاق بروج از تبرج است به جهت ظاهر بودن آن ها . براساس نظرات تفسيري مذکور ، معناي آيه شريفه «و تبرجن تبرج الجاهليه الاولي» ؛ «ظاهر نشويد و خودنمايي نکنيد مانند خودنمايي «جاهليت اولي» .»5 (قريشي ، 1378، ج 1 : 174) نکته اي که در اين آيه شريفه مطرح گرديده است «تحرّز و پرهيز از آميزش و مراوده با مردان بيگانه » اختصاص به زنان رسول خدا (ص) ندارد بلکه و شامل عموم زنان مي شود . همان گونه که در روايت هاي بسياري آمده است که بهترين محيط زندگي براي زن خانه اش است، حتي ثواب نماز زنان جوان در خانه به مراتب از حضور در مساجد و مجامع بالاتر شمرده شده است و البته اين بدان معني نيست که زن از فعاليت اجتماعي محروم باشند . مقصود از اين دستور زنداني کردن زنان پيغمبر (ص) و هيچ زني در خانه نيست ؛ زيرا تاريخ اسلام به صراحت گواه است که رسول خدا (ص) زنان خود را با خود به سفر مي برد و آنان را از بيرون شدن از خانه منع نمي فرمود . بلکه مقصود از اين دستور ، آن است که زن به منظور خودنمايي از خانه بيرون نشود . آن چنان که امروز عده اي از زنان براي بيرون رفتن از خانه و خودنمايي و پرسه زدن در خيابان ها ، ساعت ها در پاي ميز آرايش به سر و وضع خود و لباس خويش مي رسند .» 1 (هدايت خواه ، 1363 : 186)قرآن کريم ، ترجمه مهدي الهي قمشه اي ، تهران:گلبان ، 1380 . دوشنبه 26 تیر 1391 :: 11:12 :: نويسنده : iranom
تبيين روشن وحي در باب نحوه ي سخن گفتن زنان مؤمن با مردان ، يکي از مهم ترين ابعاد حجاب است که در قرآن ذکر شده است که حتي لحن سخن گفتن زنان را در بُعد روانشناسانانه مدّنظر قرار داده است . حجاب در گفتار در آيات شريفه ي قرآن کريم مؤکداً در مورد نحوه ي گفتار زنان به نامحرم است آنجا که مي فرمايد : «فلا تَخضَعنَ بالقَول فَيطمَعَ اَلَّذي في قَلِبه مَرَضٌ وَ قُلنَ قَولاً مَعروفاً .»3 ؛ (سوره احزاب ، آيه 32) «با خضوع در گفتار سخن نگوييد که بيمار دل طمع ورزد ، بلکه شايسته و متعارف سخن گوييد .» مخاطب نخست آيه ي شريفه ، زنان رسول خدا (ص) هستند و سپس تمام زنان مؤمن ؛ علامه طباطبايي مي نويسد :« معناي خضوع در کلام آن است که در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطيف کنند تا دل او را دچار ريبه وخيال هاي شيطاني نمود ، شهوتش را برانگيزند و در نتيجه آن مردي که بيمار دل است به طمع بيفتد و منظور از بيماري دل ، نداشتن نيروي ايمان است ؛ آن نيرويي که آدمي را از ميل به سوي شهوات حرام باز مي دارد . » 1 (طباطبايي ، 1396 هـ . ق : 482) بنا به نظر شهيد مطهري «مسئله جو از استعماع صداي زن جزء مسلمات است و دليل آن سيره ي قطعي رسول خدا (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام است و دليل ديگر آن سيره ي قطعي و رايج ميان مسلمانان مي باشد .» 2 (مطهري ، 1353: 243) ايشان از مرحوم آيت الله طباطبايي يزدي در عروه الوثقي نقل مي کنند که : «لابأس صوت الاجنبيه مالم يکن تلذذ و لاريبه من غيرفوق بين الاعلي و البصير و إن کان الاحوط الترک فيغير مقام الضروره و يحرم عليها اسماع الصوت الذي فيه تهييج للسامع بتحسينه و ترقيقه . قال تعالي : فَلا تَخصَعنَ بِالَقول الَّذي في قَلِبه مَرَض .» ؛ «شنيدن صداي زن در صورتي که تلذذ و ريبه نباشد ، جايز است ولي در عين حال مادامي که ضرورت نيست ترک آن بهتر است و بر زن حرام است که بخواهد صوت خود را نازک کند و نيکو سازد ، به طوري که تحريک آميز باشد ؛ چنان که خداي متعال در قرآن خطاب به زنان پيغمبر (ص) مي فرمايد : در حرف زدن صدا را نازک و مهيج نکنيد که موجب طمع بيمار دلان گردد .» 3 (همان : 243 و 242) علامه طباطبايي معتقد است : «آيه ي مذکور در مجموعه ي آياتي قرار دارد که به همسران رسول خدا (ص) مربوط است و به آنان تذکر مي دهد که از دنيا و زينت آن جز عفاف و رزق کفاف بهره اي ندارد ؛ البته در صورتي است که بخواهند همسر او باشند ، و گر نه مانند ساير مردم اند .»4 (طباطبايي ، 1396 هـ .ق : 476) به بيان ديگر شارع مقدس با نهي زنان از خضوع در گفتار با نامحرم ، آنان را به حصار امن تقوا دعوت نموده است تا خود و جامعه را از مصايب بي تقوايي و بي پروايي ايمن نگه دارند ؛ چرا که نوع سخن گفتن زن از بي حجابي و بدحجابي فيزيکي اغواکننده تر است و به همين دليل ، خداوند متعال همسران پيغمبر را به طريق اولي از آن نهي کرده است . نکته ديگر در آيه شريفه اين است که اگر مردي داراي تقواي قلب باشد ، حتي کلامي چنين آلوده به دعوت هاي باطل دلش را به هوس نمي اندازد ؛ چرا که آيه شريفه مي فرمايد : «فيطمع الذي في قَلبه مرضٌ»1 ؛ (سوره احزاب ، آيه 32) يعني اگر زني بي تقوايي کند و حجاب در گفتار را رعايت ننمايد ، تنها مردان بيماردل هستند که در دام شيطان مي افتند و مردان با تقوا در قلعه ي ايمان در امانند .قرآن کريم ، ترجمه مهدي الهي قمشه اي ، تهران:گلبان ، 1380 . موضوعات
پيوندها |
|||
|
|