|
بزرگترین وبلاگ علمی وتحقیقاتی وسرگرمی وهنری درآسیا این وبلاگ اونی هست که شما به دنبالش بودید درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید(لطفا" نظر و عضویت یادتون نره) آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان پنجشنبه 17 فروردین 1391 :: 15:14 :: نويسنده : iranom
در آمریکا در انبار کالایی، کارگر بی سوادی کار می کرد. او موظف بود تعداد کالای داخل هر گونی را شمارش کرده و درصورت صحیح بودن مقدار آن، روی گونی بنویسد* All Correct* و چون این کاگر بی سواد بود و طرز نوشتن این کلمه را بلد نبود با استفاده از صدای اول کلمه ها، علامتی روی گونی ها می گذاشت به این صورت که به جای* All * از * O * و به جای * Correct * از * K * استفاده می کرد و به جای کلمه ی* All Correct* روی گونی ها می نوشت * O.K * استفاده از کلمه ی * O.K * به تدریج همه گیر شده و امروزه مردم سراسر دنیا، این اصطلاح را به خوبی می شناسند و به کار می برند. کلمه ها عقاید شکل گرفته و افکار بیان شده هستند به عبارت ساده آن چه می گویی فکری است که بیان می شود. کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امورمان شکل می دهند. ادامه مطلب ... پنجشنبه 17 فروردین 1391 :: 15:02 :: نويسنده : iranom
دیروز غریبه ای را ملاقات کردم ،امروز او دوست من است. اگر زمانی برای سلام کردن ،لبخند زدن و گوش سپردن به او نگذاشته بودم امروز از موهبت داشتن دوستی چون او محروم بودم . دیروز دائما" به امروز تبدیل می شود و شانس ها برای تجربه های لذت بخش سریعا" از بین می رود.دیروز به یکی از عزیزانم گفتم :دوستت دارم .امروز اواز پیش همه ما رفته است و فردا، او را به من بر نخواهد گرداند. چقدر خوب می شد همگی می دانستیم فردا چه اتفاقاتی در انتظارمان است اما حال که این کار برایمان میسر نیست ، امروز را برای گفتن دوستت دارم به عزیزانمان از دست ندهیم. تنها برای امروز، بیشتر لبخند بزنید ، به ناگفته های قلب کسی گوش بدهید، یک سکه را جایی بیندازید که پسر بچه فقیری آن را پیدا کند، چیز جدیدی یاد بگیرید، سپس آن را به دیگری آموزش دهید، به دوستتان، به همسرتان و هر کس که دوستش دارید اطمینان دهید که چقدر به فکرش هستید . به چشمان فرزندتان نگاه کنید و به او بگویید از نظر شما چه موجود فوق العاده ای است. قبل از نگاه کردن به صورت افراد به قلبشان نگاه کنید . به یکی از دوستانتان بدون هیچ دلیل خاصی، تنها برای ادای کلمه "سلام" زنگ بزنید .روی مسائلی که به آنها اعتقاد دارید. پافشاری کنید زیر باران قدم بزنید، به صدای باد گوش دهید و از همه حواستان برای لذت بردن و جشن گرفتن "امروز"استفاده کنید .چون به سرعت چشم بر هم زدنی از دستتان خواهد رفت. پنجشنبه 17 فروردین 1391 :: 15:00 :: نويسنده : iranom
گروهى از فارغ التحصیلان قدیمى یک دانشگاه که همگى در حرفه خود آدم هاى موفقى شده بودند، با همدیگر به ملاقات یکى از استادان قدیمى خود رفتند. پس از خوش و بش اولیه، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضیح می داد و همگى از استرس زیاد در کار و زندگى شکایت می کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با یک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان هاى جوراجور، از پلاستیکى و بلور و کریستال گرفته تا سفالى و چینى و کاغذى (یکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاى ریختن براى خودشان را بکشند. پس از آن که تمام دانشجویان قدیمى استاد براى خودشان چاى ریختند و صحبت ها از سر گرفته شد، استاد گفت: اگر توجه کرده باشید، تمام فنجان هاى قشنگ و گران قیمت برداشته شده و فنجان هاى دم دستى و ارزان قیمت، داخل سینى برجاى مانده اند. شما هر کدام بهترین چیزها را براى خودتان می خواهید و این از نظر شما امرى کاملاً طبیعى است، امّا منشاء مشکلات و استرس هاى شما هم همین است. مطمئن باشید که فنجان به خودى خود تاثیرى بر کیفیت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد یک فنجان گران قیمت و لوکس ممکن است کیفیت چایى که در آن است را از دید ما پنهان کند. خداوند چاى را به ما ارزانى داشته نه فنجان را. از چایتان لذت ببرید. خوشحال بودن البته به معنى این که همه چیز عالى و کامل است نیست. بلکه بدین معنى است که شما تصمیم گرفته اید آن سوى عیب و نقص ها را هم ببینید. در آرامش زندگى کنید، آرامش هم درون شما زندگى خواهد کرد پنجشنبه 17 فروردین 1391 :: 14:50 :: نويسنده : iranom
پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی. مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد." پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود". پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم" پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه". پنجشنبه 17 فروردین 1391 :: 14:49 :: نويسنده : iranom
در بیمارستانی، دو بیمار در یک اتاق بستری بودند، یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود، بنشیند ولی بیمار دیگر به سبب بیماریی که داشت امکان اینکه حرکتی داشته باشد نبود بطوریکه مجبور بود همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد، آنها ساعتها با هم صحبت می کردند ، از همسر، خانواده ، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند و هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود ، می نشست و تمام چیزهائی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش بدینصورت توصیف می کرد : پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه زیبائی داشت . مرغابی ها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایقهای تفریحیشان در آب سرگرم بوده اند. درختان کهن به منظره بیرون زیبائی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دور دست دیده می شد ادامه مطلب ... پنجشنبه 17 فروردین 1391 :: 14:47 :: نويسنده : iranom
عشقت را ببخش
پنجشنبه 17 فروردین 1391 :: 14:44 :: نويسنده : iranom
رموز برنده شدن در میدان زندگی دومین هدف گیری: .برنده میداند که گاهی اوقات ، پیروزی به بهای بسیار گرانی بدست می آید برنده ارزیابی درستی از تواناییهای خود داشته، و هوشمندانه از ناتوانی های خود، آگاه است برنده مشکلی بزرگ را انتخاب می کند، و آن را به اجزای کوچکتر تفکیک میکند، تا حل آن آسان گردد .برنده می داند که اگر به مردم فرصت داده شود، مهربان خواهند بود .برنده تمرکز حواس دارد، .برنده از اشتباهات خود درس میگیرد ادامه مطلب ... پنجشنبه 17 فروردین 1391 :: 14:42 :: نويسنده : iranom
همیشه کسانى که خدمت میکنند را به یاد داشته باشید در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ سالهاى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت. پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟ خدمتکار گفت: ۵٠ سنت پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟ خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عدهاى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بیحوصلگى گفت : ٣۵ سنت پسر دوباره سکههایش را شمرد و گفت: براى من یک بستنى بیاورید. خدمتکار یک بستنى آورد و صورتحساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورتحساب را برداشت و پولش را به صندوقدار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریهاش گرفت. پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١۵ سنت براى او انعام گذاشته بود یعنى او با پولهایش میتوانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برایش باقى نمیماند، این کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود!! پنجشنبه 17 فروردین 1391 :: 14:20 :: نويسنده : iranom
در بیمارستانی، دو بیمار در یک اتاق بستری بودند، یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود، بنشیند ولی بیمار دیگر به سبب بیماریی که داشت امکان اینکه حرکتی داشته باشد نبود بطوریکه مجبور بود همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد، آنها ساعتها با هم صحبت می کردند ، از همسر، خانواده ، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند و هر روز بعد از ظهر بیماری که تختش کنار پنجره بود ، می نشست و تمام چیزهائی که بیرون از پنجره می دید برای هم اتاقیش بدینصورت توصیف می کرد : پنجره رو به یک پارک بود که دریاچه زیبائی داشت . مرغابی ها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایقهای تفریحیشان در آب سرگرم بوده اند. درختان کهن به منظره بیرون زیبائی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دور دست دیده می شد ادامه مطلب ... پنجشنبه 17 فروردین 1391 :: 14:17 :: نويسنده : iranom
آیا زمان این نرسیده که دیدگاهتان را درباره موفقیت تغییر دهید؟ بیشتر مردم درباره موفقیت دچار سوءتفاهم هستند. اینک به ده مورد سوء تعبیر رایج در میان مردم درباره موفقیت و افکاری از این دست اشاره میکنم: 1- بعضی از مردم به خاطر گذشتهشان، تحصیلاتشان و... موفق نیستند. 2- افراد موفق اشتباه نمیکنند. 3- برای موفق شدن باید 60 (70، 80، 90 و...) ساعت در هفته کار کرد. 4- فقط اگر قواعد خاصی را اجرا کنیم موفق میشویم. 5- اگر کمک بگیریم، این دیگر موفقیت نیست. ادامه مطلب ... موضوعات
پيوندها |
|||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید