بزرگترین وبلاگ علمی وتحقیقاتی وسرگرمی وهنری درآسیا
این وبلاگ اونی هست که شما به دنبالش بودید
سه‌شنبه 15 فروردین 1391 :: 11:58 :: نويسنده : iranom

مادر گفت عشق یعنی فرزند

پدر گفت عشق يعني همسر.

دخترک گفت عشق يعني عروسک.

معلم گفت عشق يعني بچه ها.

خسرو گفت عشق يعني شيرين.

شيرين گفت عشق يعني خسرو .

اما فرهاد هيچ نگفت. فرهاد نگاهش را به آسمان برد؟

باچشماني باراني.

ميخواست فرياد بزند اما سکوت کرد!‌

ميخواست شکايت کند اما نکرد. نفسش ديگر بالا نمي آمد؟

سرش را پايين آورد و رفت!

هر چند که باران نمي گذاشت جلوي پايش را ببيند! ولي او نايستاد.

سکوت کرد و فقط رفت.

چون ميدانست 


موضوعات
پيوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید