مامانم یه ظرف انگور گذاشت روی میزم من هم هی میخوردم، بعد از ده دقیقه اومد بردش! پرسیدم: چرا میبری؟ گفت: یادم رفته بشورمش!
امنیت جانی ندارم من تو این خونه !!!!