بزرگترین وبلاگ علمی وتحقیقاتی وسرگرمی وهنری درآسیا
این وبلاگ اونی هست که شما به دنبالش بودید
جمعه 15 اردیبهشت 1391 :: 15:32 :: نويسنده : maxweber
مردم برزیل برای اینکه سیستم نظام اداری کشورشان را مسخره کنند... داستان جالبی دارن...

 

می گن که دو تاشیر در یک قفس تو باغ وحش خارج شهر زندگی می کردن. یک شب متصدی قفس شیرها از رو حواس پرتی یادش رفت که در قفس را قفل کنه... خلاصه نصف شب دو تا شیر تصمیم گرفتن که فرار کنن....

بیرون باغ وحش شیر اولیه به دومیه گفت که رفیق کجا می ری قایم شی؟ شیر دومیه گفت می رم شهر....!

شیر اولیه گفت بی خیال گیر می افتی! تو تو شهر عین گاو پیشانی سفید هستی...

شیر دومیه گفت نخیر عمرا!

شیر اولیه هم گفت باشه برو ولی گیر می افتی ها... و خودش هم رفت طرف جنگل و گفت تو جنگل کلی جک و جونورهای مختلف وجود داره و عمرا گیر بیفتم....

فرداش شیر اولیه که رفته بود جنگل دستگیر شد و برش گردوندند به باغ وحش.... و شیر دومیه؟

بعد دو هفته دستگیر شد!!! چرا؟

خوب شیر اول هم ازش همینو پرسید... که چطوری دو هفته تو شهر بوده و هیشکی نفهمیده....

شیر دومیه گفت که هیچی بابا! رفته بودم تو یکی از این اداره ها ... هر روز یکی از این کارمندهای اداره را می خوردم... هیشکی هم هیچی نمی فهمید.... رئیس ... مدیر... معاون ... کارمندهای ساده... هر کدوم را که می خوردم فرقی نداشت، هیشکی نمی فهمید!!!

شیر اولیه گفت پس چرا گیر افتادی؟

شیر دومیه: هیچی بابا! اشتباه کردم .... آبدارچی اداره را خوردم....!


موضوعات
پيوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید