بزرگترین وبلاگ علمی وتحقیقاتی وسرگرمی وهنری درآسیا
این وبلاگ اونی هست که شما به دنبالش بودید
شنبه 19 فروردین 1391 :: 20:58 :: نويسنده : iranom

خوشحالم که بردم چون کسي رو از دست دادم که دوستم نداشت ،
 خوشحالم که باختي چون کسي رو از دست دادي که دوستت داشت
تو روزگار رفته ببين چي سهم ما شد ...

 

از عاشقي تباهي
از زندگي مصيبت
از دوستي شکستو
از سادگي خيانت

 

با تو بودن خيلي وقته که گذشته
بي تو بودن مثل مهر سرنوشته
حالا اسم تو را هي زمزمه کردن
واسه من نه تو ميشه نه فرقي داره

 

مينويسم روي صفحه ي غريب زندگي ، من فراموشت نمي كنم عزيز، به سادگي

 

از دشمنان برند شکايت به دوستان*** چون دوست دشمن است شکايت کجا بريم

 


من نه عاشق بودم ، نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من
من خودم بودم و يک حسه غريب ، که به صد عشق و هوس مي ارزد

 


گل من باغچه نو مبارك

 


از تو متنفرم حتي اگر اندازه تمام ستاره هاي آسمان هم دوستم داشته باشي
برايت آرزوي مرگ نميکنم چون بايد بماني و خوشبختي من و بد بختي خود را ببيني .
منتظر ان روز هستم.
مانند روزي که رفتي و گفتي ديگر باز نمي گردي

 

 

آرزويم اين است:
نرود اشک در چشم تو هرگز
مگر از شوق زياد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز تو عاشق باشي
عاشق آنکه تو را مي خواهد
و به لبخند تو از خويش رها مي گردد
و تو را دوست بدارد به هر اندازه دلت مي خواهد

 

 

زتو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوي تو ليکن عقب سر نگران
ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما کردي
تو بمان و دگران واي به حال دگران 


موضوعات
پيوندها

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید